أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

48

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

و خداى او را از فرزندان ابراهيم ميخواند : « وَ مِنْ ذُرِّيَّتِهِ داوُدَ وَ سُلَيْمانَ ( الى قوله ) يَحْيى وَ عِيسى » از جهت مادر با ابراهيم و آدم با بعد نسب نسبت ميگيرد بنزديك خواجه از غايت عناد حسن و حسين عليه السّلام با قرب نسب با پيغمبر نسبت نميگيرند . . . ! [ وَجِيهاً ] خداوند جاه و قدر و منزلت و آب‌روى بود عيسى بنزديك خداى تعالى هم در دنيا و هم در آخرت و از جملهء مقرّبان و نزديكان و صالحان بود بخداى تعالى ، و با مردم سخن گويد در گهواره پيش از وقت خرق عادت را تا آيتى و معجزتى باشد و در آن وقت كه كهل و دو موى باشد پس از آنكه از آسمان به زمين آيد و گفته‌اند كه : معنى اينست كه : و يكلّم النّاس فى المهد صبيّا و كهلا نبيّا ؛ تا باوّل چون خرق عادت بينند بوقت دعوت تصديق كنند پس كلام او در مهد معجزه بود و در كهولت دعوت بود ، در مهد سخن گويد به برائت ساحت مادر و در كهولت سخن گويد بنبوّت و حكمت و ببشارت قدوم مهتر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم مجاهد گفت كه : چون مريم تنها بودى عيسى عليه السّلام از شكم مادر با او سخن گفتى و چون كسى او را مشغول كردى او در شكم مادر تسبيح كردى عبد الله عباس گفت كه : رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم در آن وقت كه خديجه بفاطمه حامله بود شبى بنزديك او بود و او سخن ميگفت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم گفت : يا خديجة مع من تكلّمين ؟ - با كه سخن ميگوئى ؟ - گفت : يا رسول اللّه با اين جنين كه در شكم دارم ، رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم گفت : بشارت باد ترا كه جبرئيل مرا بشارت داد كه مادينه است و مادر امامانست و از نسل فرزندان او امامان باشند كه خلقان بايشان اقتدا كنند . و اظهار معجز در آنحال از بهر چه بود ؟ گويند كه : خداى تعالى عيسى را در آنحال كه كمال عقل بداد تا او نظر كرد خداى را بشناخت و خداى به او وحى كرد ، و اينكه گفت : آتانى الكتاب ، بر حقيقت بود چون او دعوى نبوّت كرد خداى تعالى براى تصديق او اظهار معجز كرد و او را بسخن آورد پيش از وقت و اين اختيار جبّائى است . ابن الاخشاد گفت : بر سبيل تقرير و تأسيس نبوّت بود و جارى مجراى بشارت و خبر از نبوّت و گفته‌اند كه : بر سبيل معجزهء مريم بود برائت ساحت او را .